پرویز یاحقی

اول؛ در اینکه زنده یاد پرویز یاحقی چهره یی شاخص و نابغه در عرصه موسیقی ایرانی بود، کمتر کسی تردید دارد. وی چه در نوازندگی ویولن و چه در آهنگسازی و خلق ملودی ها و تصانیف ماندگار ابداعات و ابتکاراتی به خرج داد که نامش را در تاریخ معاصر موسیقی ایران در کنار قله هایی چون ابوالحسن صبا، خالقی و تجویدی و... قرار داده است.

اما این چهره نامی چه در دوران حیات خود و چه بعد از مرگش آنچنان که باید قدرش دانسته نشد. تاکنون و پس از گذشت یک سال از درگذشت آن زنده یاد مراسمی که درخور نام و شأن وی باشد برایش ترتیب داده نشده است. سال گذشته وقتی وی به دیار باقی شتافت، سازمان فرهنگی، هنری شهرداری تهران برای چهلمین روز درگذشت مرحوم یاحقی مراسمی تدارک دید. طبق توافقات به عمل آمده با مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری، قرار شد این مراسم در تالار اندیشه برگزار شود، اما در آخرین لحظات، مدیر یاد شده زیر قول و قرار هایش زد و برای حفظ میز و صندلی که یک سال بعد به شکل ناگهانی از کفش داد، (درست همزمان با سالگرد وفات زنده یاد یاحقی) از برگزاری این برنامه در تالار اندیشه جلوگیری کرد. درنهایت خانه موسیقی و دست اندرکاران موسسه نغمه شهر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران مجبور شدند مراسم چهلم آن زنده یاد را سر مزارش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا برگزار کنند. مراسمی که به رغم امکانات کم به دلیل صمیمیت نهفته در حاضران و برگزارکنندگان آن، همانند نغمه های آن زنده یاد به دل نشست و قطعاً روح آن مرحوم را هم شاد کرد. امسال هم پس از گذشت یک سال باز هم این مراسم(روز گذشته) در همان مکان برگزار شد. از این منظر شاید عیب و ایرادی بر برگزاری این مراسم نباشد، اما به نظر می رسد برخی نهادها همانند خانه موسیقی باید این همت و پشتکار را داشته باشند که برای آن زنده یاد سالنی در نقطه یی مناسب در شهر تهران کرایه کنند و با اعلام قبلی مراسمی رسمی تر و عمومی تر برای وی تدارک ببینند.

دوم؛ مرحوم پرویز یاحقی در سال هایی که بی هیچ دلیل قانونی اجازه فعالیت نداشت، همتی جانانه صرف کرد تا گنجینه یی از نغمه های موسیقی ایرانی را گرد آورد. برای این کار وی منزل مسکونی اش در خیابان آفریقا را با امکانات صدابرداری و استودیویی موسیقی مجهز کرد و در نهایت با دعوت از برخی از بزرگان موسیقی و سرکشی به آ رشیو های خصوصی آنها آرشیوی از شاخص ترین نغمه های موسیقی را گرد آورد و چنان که خود در گفت وگویی گفته بود، این آرشیو با آرشیو آهنگ ها و نواهای موجود تفاوت های اساسی داشت و از بارزیت و ویژگی ممتاز تری برخوردار بود. چرا که گرد آورنده آن موزیسینی قهار و چیره دست و آشنا به رموز و پیچیدگی های موسیقی ایرانی بود و تمامی ظرایف و دقایق آن را می شناخت. بنابر این در انتخاب اثر دقتی مضاعف صرف و سعی کرد به گزینی کرده و بهترین نغمات را از شاخص ترین نوازندگان گرد آورد و حتی وسواس را تا جایی پیش برد که از برخی از نوازندگان شاخص دعوت می کرد با حضور در استودیوی مجهزی که در منزلش تدارک دیده بود، برخی نغمه ها را بازنوازی کنند. این آرشیو که گوهری گرانبها است اکنون مشخص نیست چه سرا و سرانجامی یافته است و در چه وضعیتی قرار دارد. پسندیده است خانواده و دوستان آن زنده یاد، از این آرشیو به جامعه موسیقی گزارشی دهند و وضعیت کنونی آن را مشخص کنند. در این میانه مسوولیت خانه موسیقی افزون تر از نهادهای دولتی و غیردولتی دیگر است. خانه موسیقی می تواند با رایزنی با خانواده و وارثان آن زنده یاد سامانی به این آرشیو دهد تا تلاش های چندین دهه یی مرحوم یاحقی انجامی خوش بیابد

پس از ورود ویولن به ایران در اواخر عهد ناصری و آموزش آن توسط موسیو دوال فرانسوی به عنوان اولین مدرس ویولن در ایران، فراز و فرودهایی بر این ساز رفت تا به دست کلنل علینقی وزیری رسید. این شخص تحصیلکرده و آگاه بر اصول موسیقی تحولاتی در نحوه آموزش و نواختن این ساز به وجود آورد که حاصل آن ظهور چهره های فراوان و نوازندگانی قابل گردید که از برجسته ترین آنها به ترتیب می توان ابوالحسن خان صبا، حسین خان یاحقی، رضا محجوبی و... را یاد کرد. این بزرگان و به خصوص استاد ابوالحسن صبا (منشأ تحول موسیقی ایرانی) با تحمل مشقات فراوان و در آمیختن خلاقیت خود با اندوخته های گذشته، فصل جدیدی در سیر تحول ویولن در ایران به وجود آوردند و هر یک برگزیدگانی از مکتب خویش به جای نهادند که در این بین شاگردان مکتب صبا و یاحقی که بعضا هر دو استاد را تجربه کردند به دلیل فراگیری آموزه های هر دو مکتب (شیوه غربی در مکتب صبا، شیوه ایرانی و شیرین نوازی در مکتب یاحقی) به جایگاه قابل توجهی دست یافتند. برجسته ترین نوازندگان این نسل عبارت بودند از: علی تجویدی، مهدی خالدی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، اسدالله ملک و... . در این مقال مروری اجمالی خواهیم داشت به پرویز یاحقی و آثار و احوال او.

پرویز یاحقی یکی از چهره های بی بدیل موسیقی ایرانی است که نامش با ویولن عجین شده، چنانکه نسل قبل و حتی بعد از انقلاب با شنیدن نام ویولن، بلافاصله نام پرویز یاحقی به ذهنشان متبادر می شود و این امر از تأثیرگذاری این شخص بر ذهن سطوح مختلف جامعه حکایت می کند.او چنانچه خود می گوید در کودکی حسب مقتضیات شغلی پدر به همراه خانواده به لبنان سفر می کند و پس از گذشت مدتی کوتاه و به دلیل دور بودن از معشوق جاودانی اش ویولن به حالت احتضار می رود که با توصیه پزشکان، خانواده اش تسلیم خواسته وی شده و او را به ایران می فرستند تا در کنار دایی هنرمندش حسین خان کسب فیض کند. پرویز با تلمذ در مکتب نه تنها هنرمندپرور، بلکه انسان پرور حسین خان و ابوالحسن صبا و تلفیق نبوغ ذاتی، خلاقیت و استعداد شگرف خویش با این داشته ها هر چه سریع تر پله های ترقی را پیمود تا جایی که در همان سنین جوانی در برخی ارکسترها و قطعات، به رغم حضور استادانش، سلوها به او سپرده می شد که خود نشان از خارق العاده بودن این جوان داشت.

این سیر صعودی با ساختن چهار مضراب، قطعات و آهنگ هایی جاودانه، تنظیم، تکنوازی و همنوازی های فراوان در کنار بزرگان موسیقی آن زمان به بالاترین درجه خویش رسید و او را به عنوان یک نوازنده صاحب سبک به جامعه معرفی کرد. سبکی که انحصاراً مال او و زاده خلاقیت، تکنیک، احساس و نوآوری های خود او بود و مقلدان فراوانی نیز پیدا کرد که از آن جمله می توان: مجتبی میرزاده، سیاوش زندگانی، بیژن مرتضوی، جهانشاه برومند و... را نام برد که هر یک در نوع خود نوازندگانی مطرح هستند، اما همگی به نوعی مستقیم یا غیرمستقیم از این بزرگوار تأثیر گرفته و انشعابات این سبک محسوب می شوند و با وجود داشتن احساس مستقل، هیچ گاه نتوانستند در بروز این حس استقلال کامل نشان دهند.

در سبک پرویز یاحقی با کثرت تکنیک و تنوع در استفاده از آنها فراوان برخورد می کنیم: ویبر، مالش و گلیساندوهای گوشنواز و شیرین، استفاده به جا از پوزیسیون های مختلف، اجرای تریل های قدرتمند و سریع با انگشتان دوم و سوم، آرشه پرانی های متناسب با نوع دستگاه و قطعه، نزدیک کردن آرشه به خرک در حین آرشه کشی، استفاده از پیزیکاتو در قطعات ضربی و نهایتا استوار بودن بخش اعظمی از نوازندگی، مانور و خلق ملودی روی سیم های بم که این یکی نقطه عطف و بهتر بگوییم نگین انگشتری سبک یاحقی محسوب می شود، زیرا در گذشته و مشخصا تا قبل از او هیچ کس تا به این حد از سیم های بم استفاده نمی کرد و اساسا قادر به خلق ملودی زیبا و محرک احساس برروی سیم های ۳ و ۴ نبود و در واقع او را می بایست احیا کننده سیم های بم ویولن نامید. چهارمضراب ها، آهنگ و رنگ های ساخته او که شروع و پایه آنها از سیم های sol و re بوده و قسمت اعظم آنها نیز در همین محدوده می باشد، گواه این مدعاست.


لازم به یادآوری است که برخی قطعات او با کوک های مخصوص و برخی دیگر با کوک افتاده نواخته می شود که این دو کوک و به خصوص افتاده (به معنی همصدا بودن دو سیم در کنار هم [mi-mi la mi] از ابداعات حسین خان یاحقی و مختصات همین مکتب و سبک است که بعدها توسط دیگران نیز مورد استفاده قرار گرفت.)
این روح بی قرار و ناآرام که فراز و فرودهای زیادی را در طول دوران حیاتش سپری کرده و از قضا جفا هم زیاد دیده، وقتی به جان ساز ریخته شده و با ویولن درمی آمیزد، با اشرافی که بر ردیف موسیقی ایرانی دارد، از دل این دریای بی پایان اصواتی را بیرون کشیده و خلق می کند که وجود هر شنونده را مسحور هنر خویش کرده و او را به دنیای دیگری رهنمون می سازد. او همچنانکه خود می گوید با ساز زدنش زندگی خویش را روایت می کند و در واقع راوی زندگی خویش است.

اوراق دفتر تاریخ موسیقی مان را که ورق بزنیم به نوازندگان خوب و آهنگسازان برجسته ای برخورد می کنیم، اما معدود کسانی در این جمع وجود دارند که هر دو هنر، یعنی آهنگسازی و نوازندگی را آن هم در حد اعلا تواماً در خویش جای داده باشند و بی شک یکی از یکه تازان این میدان، پرویز یاحقی است. وی به لحاظ خلق و خو و شخصیت به گواه دوستان، شاگردان و مرتبطان با وی، یک نمونه کامل و چکیده راستین مکتب آن دو اسوه اخلاق (صبا و حسین یاحقی) است و هنر والای او جلوه ای از ذات ناب اوست که بر پرده ساز میخرامد و با جلوه گری دل می رباید. او از سالیان دور تاکنون رابطه بسیار صمیمی با سایر هنرمندان این خاک و بالاخص موسیقیدانان داشته و حتی با نوازندگانی که به نوعی رقبای او به حساب می آمدند (بدیعی، خرم، ملک و...) دوستی نزدیک و رابطه احساسی عمیق و عاطفی داشته و دارد (چیزی که متاسفانه در عصر حاضر کمتر با آن برخورد می کنیم)

مروری بر پرونده هنری او نشان می دهد که یکی از ارکان برنامه گل ها بوده که با همنوازی در کنار خوانندگان و نوازندگان مطرح آن زمان چه زن و چه مرد که بعضی از آنها را خود او به این عرصه آورده بود، ساختن آهنگ های ماندگاری همچون: بیداد زمان، می زده شب (ماهور)، سراب آرزو (افشاری)، غزالان رمیده (شوشتری و همایون)، آهنگ زیبای او در چهارگاه با مطلع : [آن که دلم را برده خدایا زندگیم را کرده تبه گو...] (گل های رنگارنگ شماره ۴۲۰ و ۴۲۸) با تنظیم زیبای زنده یاد جواد معروفی و آهنگ های دیگری که مجال نام بردن از آنها نیست، افراد بسیاری را به موسیقی ایرانی علاقه مند کرده که حتی به رغم گذشت سالیان متمادی بر این آهنگ ها، هنوز هم ورد زبان عوام و خواص هستند و نیک است بدانیم بخش اعظمی از این آثار حاصل هم نفسی ۵۰ ساله با ترانه سرای معاصر استاد بیژن ترقی است که از همین جا آرزوی طول عمر توام با سلامتی برایشان داریم.

اگر به زمان ساختن این آهنگ ها و سال های فعالیت یاحقی توجه بکنیم، درمی یابیم در برهه ای که وجود موسیقی های مبتذل و کاباره ای و... موسیقی اصیل ایرانی را تهدید می کرد و به حاشیه می راند، او یکی از خادمان و پاسبانان این موسیقی بوده که هنوز هم پس از گذشت بیش از نیم قرن همین خط سیر را دنبال می کند و اخیرا چند کار از تکنوازی ها و کارهای بدون کلام او منتشر شده که حاصل گوشه نشینی سال های اخیر اوست و در این آثار، اندکی تغییر فرم و تبعیت احساس را از عوامل اجتماعی و شرایط محیطی و روزمره مشاهده می کنیم.

وی با نواختن سه تار نیز کاملاً آشنایی داشت و در صدابرداری هم دارای یدی طولایی بود و کارهای زیادی را صدابرداری کرده، چه از آثار خود و چه دیگر نوازندگان و دوستان هم روزگارش و برای ضبط کار به دلیل تکلف ها و هزینه های فراوان استودیوها و سایر مشکلات در منزل خود به این کار مشغول بود . در نظر بگیرید تهیه دستگاه های حرفه ای صدابرداری، میکروفون های مخصوص و سایر آلات و ادوات را با هزینه شخصی و در منزل و مقایسه بکنید آن را با شرایط قبل که رادیو در اختیار موسیقیدانان بود و برای ضبط کار اصلا دغدغه ای وجود نداشت، سپس خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل که چرا آثاری همانند آثار گذشته از قبیل برنامه های تکنوازان، گل ها و... دیگر تکرار نمی شود؟

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آموزشگاه موسیقی رودکی

میدان انقلاب-جنب بانک تجارت و دفتر راه آهن-کوچه فرصت-ساختمان امین-طبقه اول(طبقه فوقانی پوشاک وحدت)

موبایل : 09131656535

تلفن : 32221927-031 ,  32227818-031  ,  32201895-031

کلیه روزهای هفته صبح و عصر

 

عضویت در سایت