: مزایای آموزش موسیقی

گلدي‌محمد گلدي‌نژاد، خردسال‌ترين نوازندة بامهارت (ويرتئوز) در موسيقي قوم تركمن است.

 

كودك پراستعدادي كه لقب «اوغلان بخشي» را گرفته؛
لقبي است كه در فرهنگ كهن آن قوم، مخصوص پيران و استادان و تجربه‌‌ديدگان بوده است. عصر ما، عصر شگفتيهاست؛ اگرچه فرهنگ ايران همواره شگفتي‌آفرين بوده است.
از سي‍ّد حسين طباطبائي كه در ده سالگي‌حافظي‌ِ قرآن كرده و با بلاغت گفتار و پيشاني نوراني‌ِ خود در جمع علما درخشيده، تا ديگر خردسالاني كه وارثان موسيقي آييني و مذهبي قوم خويش‌اند.
وجود‌ِ گلدي محمد گلدي‌نژاد نشان مي‌دهد كه فرهنگ سنتي و مل‍ّي ما براي پروراندن استعدادهايش، تواناست و اگر بر جاي خود بماند و شرايطش مساعدتر شود، مي‌تواند بي‌مدد از فرهنگهاي بيگانه (و يا پذيرفتن راه و رسمي كه موافق زندگي و عادتهاي اجدادي او نيست)، انديشمندان و هنرمندان عالي مقام و با‌اخلاق حسنه را پرورش دهد. همان‌طور كه در گذشته نيز بزرگاني مثل ابوالحسن صبا، علي‌اكبر شهنازي، تاج‌ اصفهاني و حبيب سماعي نيز آموختن موسيقي را از خردسالي و در پوشش خانواده، آغاز كرده و بعدها به مقام رفيع هنرمندي و استادي رسيدند. اين هنرمندان بزرگ كه محصول مستقيم تعليم و تربيت سنتي به روش صحيح آن بودند، در همان سنين نوجواني نيز به حد‌ّ بالايي از مهارت در هنر رسيده و قابليت اجراي عالي و آموزش صحيح را داشتند. متأسفانه، تقليد از فرهنگ غرب، بدون شناخت كافي از آن، و از هم پاشيدگي مناسبات زندگي در شهرهاي بزرگ ايران، امكان پديد آمدن هنرمنداني چون سماعي و صبا را از بين برد، ولي در شهرستانهاي دوردست و روستاهايي كه متأسفانه از بين رفتن آنها، نزديك است، هنوز آثاري از آن فرهنگ متعالي وجود دارد و نمونه‌هاي درخشاني مثل او را مي‌پروراند. به اميد روزي كه فرهنگ ايران دوباره راههاي حيات شكوفايي خود را پيدا كند و از برزخ امروزي خود رها شود. اين كودك تركمني كه حالا براي خود نوجواني شده است دليل بارزي است بر اينكه فرهنگهاي سنتي ما هنوز هم پويايي و باروري خود را از دست نداده‌اند. مقاله‌اي كه در پي مي‌خوانيد تحقيق و گزارشي است كه به فارسي ترجمه و براي دومين بار چاپ مي‌شود. همان طور كه از محتواي آن پيداست، اين مقاله به مباني و راه‌كارهاي آموزش موسيقي به كودكان كشورهاي غربي است. از آنجا كه نوشته‌هاي چاپ شده و تحقيقات مكتوب و قابل دسترس در زمينة فرهنگ خودي بسيار كم و ناياب است، اين ترجمه انتخاب شد
و اميد داريم محققان و نويسندگان ما با توجه به غناي فرهنگهاي سنتي، همت كنند و مقالات علمي و مستدل بنويسند درباره زمينه‌هاي غني فرهنگ و سنت كه امثال اوغلان‌بخشيها را پرورش مي‌دهد
كه نمونه تربيت صحيحِ سن‍ّتي است.

گاهي به دليل كمي‌ وقت و نيز محدوديت بودجه مدارس، گنجاندن هنر در برنامه آموزشي مدارس و مراكز آموزشي به آرزويي دست‌نيافتني و نه واقعيتي هيجان‌انگيز تبديل مي‌شود. اما شايد همه افرادِ درگير در فعاليتهاي آموزشي با اين مسئله يعني گنجاندن يا نگنجاندن هنر در برنامه درسي دانش‌آموزان به عنوان مشكلي جدي برخورد نكنند. ولي ادامه اين شرايط به نفع هيچ كس نيست! ما هر آنچه را كه بايد بدان پرداخته شود به صورت پيامي شفاف براي همگي دست‌اندركاران مدارس و نظام آموزشي ارسال مي‌داريم.
مفهوم اصلي پيام به اين موضوع مي‌پردازد كه گنجاندن موسيقي در برنامه آموزشي مدارس به صورت علمي و واقعي ياريگر كودكان است. مي‌توان از حقايق زير كه بر پايه پژوهشهاي مستند شكل گرفته‌اند، بهره گرفت، به مزاياي آموزش موسيقي و اختصاص بخشي از زمان‌بندي برنامه آموزشي به موسيقي پي برد و مسئولان را در اتخاذ تصميمي مناسب ياري كرد.
مزاياي آموزش موسيقي به چهار گروه تقسيم مي‌شوند:

موفقيت در جامعه
موفقيت در محيط تحصيل
افزايش هوش
موفقيت در زندگي

هنگامي كه مزاياي آموزش موسيقي بر همگان آشكار گرديد، دست‌اندركاران امر آموزش و برنامه‌ريزان امور تحصيلي موظف‌اند در همه سطوح از آموزش موسيقي از سوي هنرآموزان مجرب حمايت جدي به عمل آورند. بدين ترتيب هر دانش‌آموز از مزاياي آموزش هنر به صورت كلي و نيز آموزش موسيقي به صورت ويژه بهره‌مند خواهد شد.

امتياز اول: موفقيت در جامعه
موسيقي بخشي از ساختار جامعه ماست و اين مهم‌ترين دليل لزوم يادگيري موسيقي از سوي همه كودكان است. همه افراد در همه جوامع و فرهنگها به ارزش واقعي موسيقي پي برده‌اند، در حقيقت همه فرهنگهاي بشري از موسيقي بهره مي‌گيرند تا ارزشها و باورهاي خود را بيان دارند.
همچنين نمي‌توان اهميت موسيقي و نقش موسيقي را در اقتصاد هر كشوري ناديده گرفت. ارزش موسيقي و اهميت آن در شكل بخشيدن به شخصيت و تواناييهاي تك‌تك افراد جامعه نيز اثبات شده است.
گزارشها حاكي از آن است كه دانش‌آموزان مقطع راهنمايي كه به نحوي درگير فعاليتهاي مرتبط با موسيقي هستند يعني آناني كه به يادگيري موسيقي مشغول‌اند و يا بخشي از وقت خود را صرف نواختن موسيقي مي‌كنند، كمتر از ديگران به مصرف مواد مخدر و دخانيات روي مي‌آورند.
موسيقي هديه‌اي جادويي و جاوداني است و مي‌توان با بهره‌گيري از آن به پرورش كودكان پرداخت. امروزه براساس شواهد و مستندات علمي مي‌توان گفت كه يادگيري موسيقي بر ميزان يادگيري نوجواناني كه در رشته‌هاي علوم رياضي و علوم تجربي تحصيل مي‌كنند مؤثر است، هوش كودكان را در سنين پايين‌تر تقويت مي‌كند و فراموش نكنيم پرداختن به هنر، خشونت نوجوانان را از ميان برمي‌دارد و به نوجوانان كمك مي‌كند تا راحت‌تر دوران بحراني اين سنين را پشت سر بگذارند.
وزارت آموزش و پرورش ايالات متحده همه رشته‌هاي هنري را به عنوان دروسي كه نوجوانان و كودكان ملزم به يادگيري آنان هستند، فهرست كرده است و مي‌افزايد «بسياري از مراكز آموزش عالي شركت در فعاليتهاي هنري و يادگيري رشته‌هاي هنري به ويژه موسيقي را تجربه‌اي ارزشمند مي‌دانند كه بر ميزان درك دانشجويان از جهان (محيط پيرامون آنها) مي‌افزايد و آنان را ياري مي‌كند تا بر مشكلات سر راه خود غلبه كنند. همچنين اين نكته نيز بر همگان اثبات شده است كه همه هنرها و پرداختن به آنها موجب رشد ذهني كودكان و افزايش هوش آنها مي‌شود». علاوه بر اين، گذراندن دوره‌اي يك ساله در هنرهاي تجسمي و پرداختن به موسيقي براي همه دانش‌آموزان كه قصد تحصيل در مقاطع بالاتر را دارند، ضروري است.
هنرها در افزايش شمار مشاغل مؤثرند. موجب رشد صنعت جهانگردي و مشاغل مرتبط با اين صنعت مي‌شوند و بر كيفيت زندگي در شهرهاي بزرگ و كوچك مي‌افزايند.
برآوردها نشانگر آن‌اند كه فعاليت اقتصادي مؤسسات و مراكز آموزش هنر ايالات متحده معادل 37 ميليارد دلار و ميزان ماليات بر درآمد آنها حدود 304 ميليون دلار بوده است.
بسياري از مهندسين و طراحان صنعتي موفق و خوش‌ذوق، به نوعي درگير فعاليتهاي مرتبط با موسيقي هستند.

امتياز دوم: موفقيت در مدرسه
مي‌توان پيش‌بيني كرد كه موفقيت در جامعه پيامد موفقيت در مدرسه و دوران تحصيل است. هر هنرآموز موسيقي يا والدين كودكاني كه به يادگيري موسيقي مي‌پردازند مي‌توانند درباره يادگيري موسيقي بر دانش‌آموزان و ميزان موفقيت آنها در تحصيل نكاتي را يادآوري كنند. مهارتهايي كه يادگيري موسيقي موجب تقويت آنها مي‌شود عبارت‌اند از: مهارتهاي خواندن، مهارتهاي برقراري ارتباط و نيز مهارتهاي شناختي كه اين مهارتها در همه بخشهاي برنامه آموزشي تحصيلي مؤثرند و نقش مهمي ايفا مي‌كنند.
همچنين پژوهشهايي كه به تازگي درباره موسيقي و يادگيري و نقش آن در موفقيت تحصيلي دانش‌آموزان انجام شده، نشانگر آن است كه يادگيري موسيقي دانش‌آموزان را ياري مي‌كند تا بياموزند چگونه مي‌توانند بدون روي آوردن به خشونت و رفتارهاي ناهنجار خود را با محيط مدرسه و شرايط آن هماهنگ سازند. همچنين حقايق بي‌شماري درباره ارتباط يادگيري موسيقي با موفقيت دانش‌آموزان در مدرسه وجود دارد كه به چند مورد از آنها اشاره مي‌كنيم:
واژه درس اصلي به زبان مادري (به‌عنوان مثال زبان فارسي)، خواندن يا مهارتهاي زباني، رياضي، علوم، زبانهاي خارجي، علوم اجتماعي، اقتصاد، هنر، تاريخ و جغرافيا اطلاق مي‌شود. هنر به عنوان يكي از رشته‌هاي درسي نقش به‌سزايي در پيشرفت دانش‌آموزان در ديگر رشته‌هاي اصلي را داراست.
پژوهشي كه اخيراً بر روي 237 دانش‌آموز دوم دبستان درباره نقش يادگيري پيانو و تأثير آن بر يادگيري رياضي صورت گرفته نشانگر آن است كه عملكرد گروهي از دانش‌آموزان كه به يادگيري موسيقي مشغول‌اند در درس رياضي 27% بهتر از دانش‌آموزاني است كه تنها به يادگيري رياضي مي‌پردازند. عملكرد بهتر اين گروه شامل موفقيت آنان در حل مسائل تشريحي و چهار گزينه‌اي است. در تحليلي كه از سوي وزارت آموزش و پرورش ايالت متحده بر بيش از 25000 دانش‌آموز مقطع راهنمايي صورت گرفته، پژوهشگران دريافته‌اند كه دانش‌آموزاني كه در سالهاي تحصيلي خود به نحوي در فعاليتهاي مرتبط با موسيقي (يادگيري، نوازندگي و آموزش) درگيرند عملكرد بهتري در همه علوم رياضي دارند. اين پژوهش بدون توجه به وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي دانش‌آموزان و نيز مقدار زماني كه آنان صرف موسيقي مي‌كنند، انجام گرفته است.
دانش‌آموزاني كه به يادگيري و نوازندگي موسيقي مشغول‌اند و نيز دانش‌آموزاني كه به شنيدن آثار موسيقايي علاقه‌مندند و به صورت حرفه‌اي شنونده اين آثارند نسبت به ديگر دانش‌آموزاني كه به هيچ عنوان به موسيقي نمي‌پردازند از مهارتهاي زباني بهتري برخوردارند. نتايج پژوهشهاي اخير حاكي از آن است كه دانش‌آموزاني كه درگير فعاليتهاي موسيقايي هستند به صورت ميانگين 57 نمره در مهارتهاي زباني و 41 نمره در مهارتهاي علوم رياضي بيش از ديگر دانش‌آموزان به دست مي‌آورند. همچنين دانش‌آموزاني كه به صورت حرفه‌اي موسيقي مي‌شنوند به صورت ميانگين 63 نمره در مهارتهاي زباني و 44 نمره در مهارتهاي رياضي بيش از سايرين كسب مي‌كنند.
بر اساس آماري كه از سوي مركز آمار ملي ايالات متحده منتشر شده، دانش‌آموزاني كه به نوعي در محيط مدرسه و نظام آموزشي اختلال و بي‌نظمي ايجاد مي‌كنند 4/12 درصد كل جمعيت دانش‌آموزان مدارس اين كشور را تشكيل مي‌دهند. در مقايسه با اين تعداد تنها 08/8 درصد دانش‌آموزان كه در كلاسهاي آموزش موسيقي شركت مي‌جويند با چنين مسائلي روبه‌رويند.
شواهد حاصل از پژوهشي كه در سال 1988 انجام يافته حاكي از آن است كه دانشجوياني كه در دوران كودكي خود به يادگيري موسيقي مي‌پرداخته‌اند بيش از ديگران توانايي پذيرش محيط تحصيلي دانشگاه را دارايند و از توانايي بيشتري براي برقراري ارتباط با ديگران در اين محيط برخوردارند، و نيز درصد افرادي كه به نوعي به فعاليتهاي مرتبط با موسيقي مي‌پرداخته‌اند در دريافت مدارك كارشناسي و كارشناسي ارشد بيش از ديگراني است كه به موسيقي توجهي ندارند.
لويس توماس زيست‌شناس و پزشك در مطالعه آماري خود به اين حقيقت دست يافته كه 66 درصد افرادي كه در دبيرستان در رشته موسيقي تحصيل مي‌كرده‌اند در آزمون ورودي دانشكده‌هاي پزشكي پذيرفته‌ شده‌اند و اين در حالي است كه تنها 44 درصد دانش‌آموزان رشته زيست‌شناسي در اين آزمون پذيرفته شده‌اند.
مطالعه انجام‌يافته بر 814 دانش‌آموز دبيرستاني نشانگر آن است كه بيشتر اين دانش‌آموزان معلم موسيقي را الگوي خود در زندگي مي‌دانند و از رفتار او تقليد مي‌كنند. برآوردها حاكي از آن است كه 36 درصد دانش‌آموزان معلم موسيقي را الگوي خود مي‌دانند و اين در حالي است كه 28 درصد آنان دبير انگليسي، 11 درصد معلم مقطع ابتدايي و 7 درصد دبير فيزيك و تنها 1 درصد مدير دبيرستان را الگوي خود مي‌دانند، و همين امر نشان از جذابيت موسيقي براي دانش‌آموزان مقطع دبيرستان است.
مطالعات صورت‌گرفته بر دانش‌آموزاني كه در مدارس منتخب در مقاطع ابتدايي و راهنمايي شهر نيويورك تحصيل مي‌كنند و به يادگيري موسيقي مي‌پردازند نشان مي‌دهد كه اين دانش‌آموزان از اعتماد به نفس بيشتر و مهارتهاي فكري بيشتري نسبت به ديگر دانش‌آموزاني كه موسيقي در زندگي آنها جايي ندارد، برخوردارند.

امتياز سوم: تقويت هوش
موفقيت در مدرسه و جامعه به مجموعه‌اي از تواناييها وابسته است. مي‌توان بحثهايي خسته‌كننده و طولاني كه درباره ماهيت و طبيعت هوش در جريان است را ناديده گرفت، اما به برخي از بخشهاي هوش كودكان كه با بهره‌گيري از آموزش موسيقي تقويت مي‌شود، اشاره كرد. اين بار نيز داده‌هاي حاصل از مطالعات انجام‌يافته درباره هوش كودكان كه تعداد اين مطالعات نيز روز‌به‌روز افزايش مي‌يابد نشانگر اين حقيقت است كه موسيقي و نيز آموزش آن به كودكان، آنان را باهو‌ش‌تر مي‌كند. آنچه تازه و به ويژه جالب به نظر مي‌رسد اين است كه تركيب پژوهشهاي انجام‌يافته در حوزه علوم رفتاري و تحقيقاتي كه در حوزه علوم مغز و اعصاب انجام يافته نشانگر آن است كه چگونه آموزش و يادگيري موسيقي مي‌تواند به صورت فعال موجب گسترش فعاليتهاي مغزي شود.
در يكي از پژوهشهايي كه به سرپرستي دكتر تيمو كرينگز صورت گرفت پژوهشگران از تعدادي نوازنده پيانو و نيز افراد عادي در يك سن و جنس خواستند تا مجموعة پيچيده‌اي از حركات انگشتان را انجام دهند. در حين انجام حركات با بهره‌گيري از فن‌آوري خاص از مغز افراد تصويربرداري شد، اين فن‌آوري سطح فعاليت سلولهاي مغزي را به نمايش مي‌گذاشت. تصاوير نشان مي‌دادند كه افراد عادي نيز قادر بودند همچون نوازندگان پيانو از عهده حركات پيچيده برآيند، اما مغز نوازندگان پيانو براي انجام اين حركات فعاليت كمتري انجام مي‌داد. به اين ترتيب مغز نوازندگان پيانو در مقايسه با افراد عادي از كارايي بيشتري براي انجام حركات ماهرانه برخوردار است. اين يافته‌ها نشانگر اين موضوع هستند كه آموزش موسيقي مي‌تواند بر كاركردهاي مغز آدمي بيفزايد.
موسيقيدانان همواره درباره سرعت، سبك، تُن، ريتم و عبارت‌بندي آثار خود تصميمهايي اتخاذ مي‌كنند و به اين ترتيب تعداد زيادي از فعاليتها را به صورت همزمان براي سازمان‌دهي و پيشبرد اهداف خود انجام مي‌دهند. پرداختن به اين تمرينهاي ذهني تأثير به‌سزايي در مهارتهايي كه دقت از ملزومات آنان است، هوش و توانايي خودباوري و بيان احساسات داراست.
گروهي از پژوهشگران كه درباره ارتباط ميان موسيقي و هوش بررسي مي‌كردند، به اين نتيجه دست يافتند كه يادگيري موسيقي در مقايسه با يادگيري رايانه، تواناييهاي استدلالي ذهني كودكان را بيشتر تقويت مي‌كند اين تواناييها در يادگيري رياضي و علوم نقش به‌سزايي ايفا مي‌كنند.
در پژوهشي كه بر گروهي از دانش‌آموزان مقطع راهنمايي انجام گرفت، روشن شد كه برنامه مدون، پياپي و كامل موسيقي در افزايش مهارتهاي دانش‌آموزان در خواندن و رياضي مؤثر است و دانش‌آموزاني كه در كنار درسهاي خود از برنامه آموزش موسيقي بهره‌مند بودند نسبت به ديگر دانش‌آموزان از تواناييهاي بيشتر در خواندن و رياضي برخوردارند.
پژوهشگران در دانشگاه مونترال از شيوه‌هاي گوناگون تصويربرداري مغزي استفاده كردند تا درباره فعاليت مغز به هنگام پرداختن به موسيقي (شنيدن آثار موسيقي و يا نواختن آنها) تحقيق كنند، آنان به اين نتيجه دست يافتند كه به هنگام نواختن يك اثر موسيقايي و يا شنيدن آن ناحيه‌هايي از هر چهار لب قشر مخ فعال مي‌شوند.
محققان دانشگاه لايپزيگ به هنگام تصويربرداري از مغز موسيقيدانان دريافتند كه ناحيه گيجگاهي (بخشي از مغز كه با برخي مهارتهاي خواندن مرتبط است) در مغز اين افراد نسبت به افرادي عادي از وسعت بيشتري برخوردار است. آنان همچنين براساس مطالعات خود به اين نتيجه دست يافتند كه تارهاي عصبي كه ميان دو نيم‌كره مغز ارتباط ايجاد مي‌كنند در مغز موسيقيدانان داراي ضخامت بيشتري است و نيز ضخامت اين تارها در افرادي كه پيش از هفت سالگي يادگيري موسيقي را آغاز كرده‌اند، بيش از ضخامت اين تارها در افرادي است كه پس از هفت سالگي به موسيقي روي آورده‌اند.
مطالعه‌اي كه در دانشگاه كاليفرنيا صورت گرفت نشان مي‌دهد هوش استدلالي كودكان پيش‌دبستاني پس از هشت ماه حضور در كلاسهاي آموزش موسيقي، 46 درصد افزايش مي‌يابد.
پژوهشگران دانشگاه مك‌گيل در مطالعات خود دريافتند مهارتهاي شناختي و نمايشي ذهني دانش‌آموزاني كه در يك دوره سه ساله آموزش موسيقي شركت كرده‌اند بيش از ديگر دانش‌آموزان است. آنان همچنين دريافتند كه خودباوري و اعتماد به نفس در دانش‌آموزاني كه به يادگيري پيانو مشغول‌اند بيش از سايرين است.
محققان به اين نتيجه دست يافته‌اند كه يادگيري آواز در كودكان سه تا چهار ساله موجب تقويت چشمگير ضريب هوشي زماني ـ مكاني آنان مي‌شود.
پژوهشگران با مطالعه بر كودكان مهد كودكي در ويسكونسين دريافتند كه كودكاني كه در كلاسهاي آموزش موسيقي شركت مي‌كنند در آزمونهاي هوشي زماني ـ مكاني 48 درصد موفق‌تر از ديگر كودكان عمل كرده‌اند.
محققان دانشگاه آبرن در مطالعات خود به اين حقيقت دست يافته‌اند كه خودباوري در كودكاني كه در كلاسهاي هنري از جمله: موسيقي، آواز، نقاشي و ... شركت مي‌جويند به ميزان چشمگيري افزايش مي‌يابد.

امتياز چهارم: موفقيت در زندگي
همه ما مي‌خواهيم تا فرزندانمان و نيز همه كودكاني كه در اطرافمان به سر مي‌برند، در تحصيل، در شغل و نيز در موقعيتهاي اجتماعي به موفقيت دست يابند، ما همچنين مي‌خواهيم تا كودكان در زمينه‌هاي گسترده‌تري نيز موفق باشند. شركت در فعاليتهاي مرتبط با موسيقي و يادگيري آن مزاياي بي‌شماري در زندگي براي همه افراد به ارمغان مي‌آورد. اين مزايا شامل موفقيتهاي روان‌شناختي ـ‌ رواني و نيز جسماني مي‌شود.
يادگيري موسيقي موجب افزايش پشتكار مي‌شود و نيز افرادي كه به نوعي درگير فعاليتهاي موسيقايي هستند بيش از ديگران تمايل دارند تا نظم و انضباط را در زندگي خود رعايت كنند. اين ويژگيهاي شخصيتي موجب فعاليت بيشتر ذهن و مغز مي‌شود و همين فعاليت موجب مي‌شود تا مطالعه ساير دروس و نيز عادات رفتاري افراد به صورت هدفمند در آيد. اين مطلب در پژوهشهاي انجمن موسيقي و رياضي حاصل شده است. هنگامي كه افراد به موسيقي مي‌پردازند تشويق از سوي ديگران موجب مي‌شود تا اعتماد به نفس و رضايت از خود در اين افراد تقويت شود. به تازگي پژوهشهاي بي‌شماري كه در رشته پزشكي انجام يافته است نشان مي‌دهد كه موسيقي بر بيماران تأثيري شفابخش دارد. به همين دلايل گنجاندن موسيقي در كنار ديگر هنرها، ورزش و نيز علوم در نظام آموزشي موجب موفقيت بيش از پيش كودكان و نوجوانان مي‌شود.
موسيقي داراي نيروي چشمگيري براي نزديك ساختن افراد به يكديگر است. در دنياي مدرن امروز عوامل بسياري وجود دارند كه با قدرت فوق‌العاده زياد در تلاش‌اند تا افراد بشر را از خود انساني‌شان دور كنند و با وجود اين عوامل گاهي انديشيدن به وجه مشترك همگي ما يعني انسانيت لازم است.
موسيقي يكي از عوامل ايجاد ارتباط ميان نوجوانان است، همچنين موسيقي پلي ارتباطي ميان گروه نوجوانان و ديگر اعضاي جامعه پديد مي‌آورد. با بهره‌گيري از موسيقي مي‌توانيم كودكان را با گوناگونيها و ويژگيهاي خاص انسانها آشنا كنيم و هزاران ضرب‌آهنگ زندگي را به آنان بشناسانيم.
موسيقي افراد بشر را از حس زيباي زندگي و معجزه شگفت انسان بودن پُر مي‌كند. موسيقي موجب گسترش افق فكري مي‌گردد و ما را به سوي رفتار درست انساني پيش مي‌راند. پرداختن به موسيقي موجب پديدآيي ويژگيهاي منحصر به فردي در آدمي مي‌شود. به همين دليل موسيقي و آموزش آن بايد به‌عنوان بخشي جدانشدني در زندگي كودكان در آيد. يادگيري موسيقي و ديگر هنرها موجب تسريع يادگيري ساير دروس مي‌شود، افق ديد كودكان را گسترده مي‌سازد و به آنان مي‌آموزد تا شگفتيهاي زندگي را بستايند.
امروزه همه صاحب‌نظران عرصه آموزش به اين حقيقت اشاره مي‌كنند كه آموزش موسيقي مي‌تواند از كاستيهاي نظام آموزشي بكاهد و افراد را براي رويارويي با ويژگيهاي قرن بيست و يكم آماده سازد. موسيقي بر ميزان سلامتي مي‌افزايد، از اضطرابها مي‌كاهد، و با بهره‌گيري از آن مي‌توان بر تنهايي غلبه يافت. اين عوامل همگي در غلبه بر استرس، تقويت سيستم دفاعي بدن و افزايش سلامتي مؤثرند. پژوهشها نشانگر اين موضوع هستند كه سطح هورمونها در افرادي كه به يادگيري موسيقي مشغول‌اند يا حتي آثار موسيقايي را مي‌شنوند، تغيير مي‌كند. آموزش موسيقي كودكان را در گذر از محيط تحصيلي و رسيدن به دنياي واقعي ياري مي‌كند، يادگيري موسيقي موجب مي‌شود كودكان درك بهتري از فرهنگ و مشاركت اجتماعي بيابند.
آينده هر ملتي به نوع آموزشهايي كه كودكان دريافت مي‌دارند، وابسته است و با گنجاندن موسيقي مي‌توانيم آينده خود را تضمين كنيم. در شرايطبحراني شنيدن موسيقي آرامش به ارمغان مي‌آورد. مي‌توان با شنيدن موسيقي ديگر سرزمينها به فرهنگ و مردمان آن سرزمين عشق ورزيد و از تنشهاي ميان ملتها كاست.
اگر كودكان موسيقي نياموزند، زندگي در شرايط دشوار براي آنان تبديل به جهنم خواهد شد، موسيقي به ارتباط، خلاقيت و همكاري مي‌پردازد، و با يادگيري موسيقي در مدارس دانش‌آموزان فرصت خواهند يافت تا به تقويت مهارتهاي خود بپردازند، زندگي را جلوه‌اي تازه بخشند و از دريچه‌اي نو به جهان بنگرند

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آموزشگاه موسیقی رودکی

میدان انقلاب-جنب بانک تجارت و دفتر راه آهن-کوچه فرصت-ساختمان امین-طبقه اول(طبقه فوقانی پوشاک وحدت)

موبایل : 09131656535

تلفن : 32221927-031 ,  32227818-031  ,  32201895-031

کلیه روزهای هفته صبح و عصر

 

عضویت در سایت